گم شديم(حسين پناهي)
چشم از ديوار گرفتي
و گفتي،
كي؟كجا؟
غروب،
با چشمان خيس از هم جدا شديم
و گم شديم
در شهري كه هيچ يك از ساكنانش نميدانستند،
به راستي،كي وكجا!
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 15:24 توسط roza
|
چشم از ديوار گرفتي
و گفتي،
كي؟كجا؟
غروب،
با چشمان خيس از هم جدا شديم
و گم شديم
در شهري كه هيچ يك از ساكنانش نميدانستند،
به راستي،كي وكجا!