شعر از ویلیام كارلوس ویلیامز(1)
رسیدن
و
با این حال
كسی از راه میرسد
و در اتاق
خوابی شگرف
خود را در حال باز كردن دكمههای زن مییابد
آنگاه
پاییز
را حس میكند
كه برگهای ابریشمی و كتانیاش را در اطرف قوزك
پای زن فرومیریزد.
اندام باشكوه پدیدار میشود
پیچان
به خود
چون باد زمستانی...!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 12:25 توسط roza
|
من هانيه ام،15 سالمه.وبلاگ من بعد از يه سري تغييرات اساسي روحي ساخته شد،كلا ممكنه تغييرات زيادي توي فاز وبم ببينيد.دوستون دارم،كامنت يادتون نره!